بی تومهتاب
![]() |
بی تومهتاب شبی بازازآن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال توگشتم شوق دیدارتولبریز شدازجام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم درنهان خانه ی جانم گل یادتودرخشید باغ صدخاطره خندید عطرصدخاطره پیچید یادم آمدکه شبی باتوازآن کوچه گذشتم پرگوشدیم ودرآن خلوت دل خواسته گشتیم |
نظرات شما عزیزان: